ذبيح الله صفا

11

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

پيداست كه درين ميان هركه تابى و توانى داشت مىگريخت و با پناه بردن بنواحى دور دست و حتى مهاجرت بهند يا التجا ببلاد عراق و كرمان و فارس و جز آنها جان بسلامت مىبرد و اين امر البته در ادامهء سنن ادبى و علمى و حفظ بعضى از آثار قديم تا حدى مؤثر واقع گشت . بعد از فرار جلال الدين غزنين ويران شد و سپس اگتاى و جغتاى دو تن از پسران چنگيز ولايت سند و مكران و كرمان را به سختى غارت و خراب كردند . درين هنگام چنگيز به قصد مراجعت بمغولستان بماوراء النهر رفت و در بهار سال 620 در كنار رود سيحون « قوريلتاى » يعنى مجلس مشاوره با پسران خود جوجى و اگتاى و جغتاى تشكيل داد و سپس جوجى بدشت قفچاق بازگشت و در سال 624 آنجا درگذشت و چنگيز كه بمغولستان رفته بود شش ماه بعد از فوت پسر در همان سال 624 بمرد . وى به همان ميزان كه بىرحم و خونخوار و سفاك و ويرانكار بود ، به همان حد هم مدبّر و شجاع و بااراده و مدير بود و سرعت عمل و حركتش در لشكركشيها ايجاد حيرت مىكرد . همهء قواى زيردست او هم به همين نحو تربيت شده بودند و به همين سبب چون بلاى آسمانى بر سر مردمى كه مورد هجوم آنان قرار مىگرفته‌اند نازل مىگرديدند و مسلما اين سرعت عمل چنگيز و سپاهيانش يكى از علتهاى بزرگ پريشانى كار خوارزمشاه و قواى كثير او گرديد . اين فاتح خونخوار با ايجاد قوانين و مقرراتى كه بنام « ياسا » وضع كرده بود نظامات خاصى در ممالك مفتوحه و در ميان قواى خود پديد آورد كه طبعا موجب نظم كارهاى وى و سپاهيانش مىگرديد . در حملاتى كه بر تمام نواحى شرقى ايران و ماوراء النهر در نوبت اول يعنى تا بازگشت چنگيز صورت گرفت هرجا كه آباد و بارونق بود ، جز بعضى نواحى و آباديهاى معدود و محدود ، دچار قتل و غارت و نهب و ويرانى شد . مغولان درين حملات از كشتار جمعى و غارت اموال و دريدن شكم و مثله كردن و شكنجه دادن و خراب كردن و گاه تسطيح